محیامحیا، تا این لحظه: 15 سال و 5 روز سن داره

دخترم شیرین تر از عسل

مسافرت خانم کوچولو

گل مامان وقتی با هم رفته بودیم مشهدیک شب با مادر جون و اقا جون رفتیم حرم بعد اقا جون بغلت کرد و بردت زیارت دو بار زده بودت به ضریح بعد پیش بابلمراد عکس گرفتی   اونجا خیلی به همه زحمت دادیم شبها گریه میکردی و نمیذاشتی خاله ها بخوابن چون صبح می خواستن برن مدرسه خاله نجمه همش دوست داشت بغلت کنه و راه ببرتت و هی تکونت بده راستی از مادر جون و اقا جون هم به خاطر سیسمونی خوبی که بهت دادن تشکر میکنیم انشاالله هزار سال زنده باشن و سایشون بالای سر ما باشه و دعاشون بدرقه ی راهمون ...
27 مهر 1391

گل گلدون من...

سلام به دختر شیرینم عزیز من چند وقتی هست که اعضای صورت را یاد گرفتی... وقتی میگم چشمات/ بینی/ دهنت/ کجاس با اشاره و دست زدن بهشون نشون من(مامان)میدی میگم محیا گلی گریه الکی کن دستات را میزاری روی صورتت و صدای گریه را درمیاری (ای نفسم) محیا جونم مطمئنم تو از بهترین ها و باهوش ترین ها میشی الهی امین     ...
27 مهر 1391

محیا جیگر دختر بابا

سلام دختر خوبم دو سه روزی میشه صبح که از خواب پامیشی تا شب که میخوای بخوابی همش بابا بابا میگی حتما دختر نازم مثل من(مامان) دلش برای بابا جونش تنگ شده!    وقتی بابا مصطفی زنگ میزنه و میخواد با خانمی حرف بزنه اون وقته که همه چیز یادت میره و حرف نمیزنی  /وقتی بابا میگی بابا مصطفی خیلی ذوق میکنه و محکم بغلت میکنه و همش ماچ و بوسه البته بعضی وقتها هم انگار کوکت  کردن و یه ریز حرف میزنی الهی مامان به قربونت ...
27 مهر 1391

اون که از گل بهتره...

خوشکلترینم از وقتی که اومدیم خونه مامان پروانه پیشرفت زیادی داشتی حالا نمیدونم از کدوم کارات برات بنویسم دیگه نمیشه کنترلت کرد...همش چشمون بهت هست اما بازم از هر فرصتی استفاده میکنی برای یه کشف جدید نازنینم هر کاری را که میگم میفهمی و انجام میدی...وقتی یه چیزی دستته میگم بده من(مامان) سریع میدی قربونت برم که حرف مامان را گوش میکنی اشاره کردن را بلدی و با انگشت کوچیکت چیزهایی که میشناسی رو میگم کجاس نشون میدی...کتاب را دوست داری ورق بزنی و عکس ببینی و گاهی هم بچشی... ای بلا عزیز من برنامه کودک و آگهی تلویزیون را دوست داری عروسکاتو بغل میکنی و براشون لالایی میگی (البته به زبون خودت لالا) بچه ها رو هم خیلی دوست داری ه...
27 مهر 1391

چهارمین دندون

چهارشنبه ١٢/٧/٩١ چهارمین دندون گل دخملی جوونه زد هوراااااااااا نفس مامان از وقتی مرواریدات در اومده خیلی نگران سیاهی دندونات هستم همیشه بعد از دادن قطره با مسواک(مخصوص خودت)و دستمال خوب روی دندونات را تمیز میکنم ولی باز نگرانم .  این روزها از بیشتر مامان ها میشنوم که نی نی هاشون به خاطر در اوردن دندون بداخلاق میشن ولی دختر ناز من خیلی خوب با این موضوع کنار اومده و من بیشتر از قبل خدا را سپاسگذارم که اینقده شاد و سرحال و خوش اخلاقی ... گل گلدون خونه  ...
27 مهر 1391

شیرین و شیطون...

بدون شرح!!!!!!!!!! دااااااااالللللللللییییییییییییییییییییی! ادامه مطلب را از دست ندی!   نفس مامان جون و بابا جون دوست داریم هزار تا بووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس ...
27 مهر 1391